نوشته شده توسط : raminfalahati

بابام میبینه که دارم فیسبوک چک میکنم میگه:همش توفیسبوکی!بادوستات می فیسبوکی؟؟! منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ من مارک زوکر برگم، اوضاع کاربران فیسبوک رو چک میکنم یه وقت کم و کسری نداشته باشن!!!! بابام گفت دِ نـَـ دِ تواگه مارک زوکر برگ بودی پول شارژ ADSL رو از من نمیگرفتی! گفتم:مگه شماهم دِ نـَـ دِ میدونی؟؟گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فقط تو میدونی!

•••••••••• د نه د •••••••••
دندون به زبون می گه اگه یه کوچولو گازت بگیرم بریده میشی. زبون میگه دِ نـَـ دِ اگه موقع حرف زدن یه حرکتو اشتباه بیام کل ۳۲ تاتون باید بریزید بیرون..
•••••••••• د نه د •••••••••
دوستم میگه من خیلى تنهام ! میگم نـــــــه این حرفو نزن . هیچکس تنهانیست! من از تنهایی درت میارم. میگه واقعا؟ یعنی میخوای با من باشى؟ میگم دِ نـَـ دِ برات همراه اول میخرم…
•••••••••• د نه د •••••••••
دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنا کنم ؟
میگم دِ نـَـه دِ بزار اهنگ تایتانیک بزارم اروم غرق شو…
•••••••••• د نه د •••••••••
یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .
•••••••••• د نه د •••••••••
هر ۳۹ روز یکبار یادی از دوستاتون بکنید فکر کردی برا دلتنگی میگم؟
دِ نه دِ برای این میگم که اگه مرده بود اقلا به مراسم چهلمش برسید!
•••••••••• د نه د •••••••••
داداشم ازم پرسید راسته میگن کاشف الکل رازیه؟ منم گفتم : د نـَـــــــه د هم کاشفش رازیه هم مصرف کنندش
•••••••••• د نه د •••••••••
دارم میرم آنتالیا دوست دخترم میگه میشه عزیزم منم ببری ؟میگم د نـَـــــــــــه د مگه ادم با کباب میره تو چلو کبابی……
•••••••••• د نه د •••••••••
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم
•••••••••• د نه د •••••••••
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه:
من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب بگو یه کم حالم بهتر بشه
شوهر: دِ نــــــــــــــــــَـــــ ـــه دِ بیناییت فوق العادست عزیزم
•••••••••• د نه د •••••••••
عروسی داداشم بود دیدیم نیست ، رفتم پیداش کردم دیدم داره اس ام اس بازی میکنه!
گفتم برادر من دیگه از این کارات دست بردار؛ گفت د ِ نه د ِ این یه کیس تازست.
•••••••••• د نه د •••••••••
عمو زنجیر باف ! بَله
زنجیر منو بافتی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ !
پشت کوه انداختی ؟
دِ نه دِ
•••••••••• د نه د •••••••••
یه نفر داشته چایی میخورده یهو یه خرمگس افتاد تو چاییش بهش گفتن بگیر بندازش تو سطل گفت : د ِ نه د ِ بایستی هرچی خورده برگردونه تو لیوان
•••••••••• د نه د •••••••••
رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
د نه د اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم
•••••••••• د نه د •••••••••
امتحان داشتیم به دوستم میگم نخوندم تقلب میرسونی میگه دِ نـَـه دِ اونوقت نمرت مثل من میشه گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ توقع داری نخونده من بهت تقلب بدم نمره تو مثل من بشه؟
•••••••••• د نه د •••••••••
از دل برود هر آن که از دیده برفت دِ نـَـه دِ اون روشن دل که نمی بینه تکلیفش چیه؟
•••••••••• د نه د •••••••••
بابام اومده میگه تو اخبار گفته خاویار تقلبی اومده،مواظب باشا.
دِ نـَـه دِ آخه پدره من،من خاویار خورم یا تو یا هفت نسل قبلمون!
•••••••••• د نه د •••••••••
دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنا کنم ؟
میگم دِ نـَـه دِ بزار اهنگ تایتانیک بزارم اروم غرق شو…

•••••••••• د نه د •••••••••
با رفیقم رفتیم سینما، بعد میگه: کاش دوست دخترتم میاوردی! د ن د اگه قرار بود اون بیاد که تو سبیل کلفت رو نمی آوردم!



:: بازدید از این مطلب : 667
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 28 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : raminfalahati

 

 



:: بازدید از این مطلب : 601
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 28 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : raminfalahati


نامه به يك پرايد


بچه ها متشكريم از بيخ

 

 سلام پرايد!
روزگار، ما را به جايي رسانده كه به پرايد نامه بنويسيم. (فكر كن!)

نامه به پرایدپرايد عزيزم، شنيده ام مرز هجده ميليون تومان را رد كرده اي. اي قشنگ تر از پريا از اين به بعد، انصافا، تنها تو كوچه نريا. چون با اين وضعيت زورگيري، اختلاس و... كلا بچه هاي محل دزدن و خداي نكرده زبانم لال يكجا تو رو مي دزدند.
پرايد خوبم، انژكتورت را قربان، اي لاستيكت تو حلقم، اي فداي برجستگي صندوق عقب تو، اي دور رينگت بگردم، فكر مي كردي يك زمان به مدد تلاش شبانه روزي مسوولان هجده ميليون تومان بشوي؟!
اي پرايد، اي نازنين، اي ماكسيما مخفي، اي طرح ژنريك بنز، اي پرادو مينيمال تو الان در شرايطي هستي كه مي توان لنت هايت را طوطياي چشم كرد. تو الان در موقعيتي هستي كه دود اگزوزت صد مرتبه از هواي فرحزاد مصفي تر است! تو چنان مقام و منزلتي داري كه مردم عاشق جيب چاك تو هستند. يعني قيمتت جيب جر مي دهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت كه سايپا سر در كارخانه اش بيلبورد بزند «اين ور پرايد اوفينا/ اون ور پرايد اوفينا».
اي تراول چك متحرك، اي هر دور لاستيك تو شيش ماه كار كردن من، اي كه ديروز در حد غضنفر بودي و امروز اما يك پا «ارزو» شدي. همينطور كه در خيابان ها حركت مي كني و از مردم دل مي بري به جان مسوولان با بالاگرفتن برف پاك كن هايت دعا كن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد كيمياگري بلد بودند، كه توانستند نه مس، كه لگني مانند تو را طلاكنند: طلاي هجده عيار! باز من نمي دانم چرا اين مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد مي كنند. قيمت پرايد امروز، قيمت زانتياي يك سال پيش است. آيا اين امر به راحتي به دست مي آيد؟ اين دوستان ناممكن ها را براي ما ممكن كرده اند. اي الهي آخ و همينطور بچه ها متشكريم از بيخ.

 



:: بازدید از این مطلب : 729
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 28 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : raminfalahati


بنده در دوران كودكي علاقه اي به خلبان شدن نداشتم!اما از بد روزگار در دوران دانشجويي كمي تا قسمتي چتر باز از آّب در امدم وبعد از ترم اول كمتر درسي بود كه با تقلب يا به اميد تقلب سر جلسه امتحان نرفته باشم!پس اگر قرار به انتخاب خاطره از تقلب باشد انتخاب يكي از بين اون همه خاطره بايد كار سختي باشه!

مثلا ميشه از امتحان پايان ترم استاتيك شروع كنم كه تقلب رو به صورت كاملا حرفه اي در دستشويي جاسازي كرده بودم واز بد شانسي درست همون روز آب قطع شد واميدمون ازتقلب قطع شد وافتادم!

يا ميشه ازامتحان فيزيك 2بگم كه امتحان تستي بودومن ودوتا از دوستام از رو دست يكي از دختراي كلاس نوشتيم اما بعدش فهميديم كه چه فايده كه ترتيب سوالات يكي نبوده وجمع نمرات سه نفرمون به نمره قبولي نميرسه واز همه بدتر اينكه اون دختره از همه كمتر گرفته!

يا از يه استاد ديگه كه از لحاظ سني چيزي از عمو جغدشاخدار كم نداشت حتي وقتي تقلبمون رو گرفت هم از رو نرفتيم واونم با اون صدايي كه انگار از ته چاه ميومد بهمون گفت:حالا درسته........ ما....... چيزي نميگيم........... ولي خب شمام رعايت ...............كنيد!

يا اشاره كنم به امتحان ميان ترم درس مقاومت مصالح كه جزوه رو با دوستم نصف كرديم وهركسي نصف خودشو تو يه كاغذ مچاله نوشتيم وبه هم ديگه داديم تا بهترين افتخار دوران دانشجوييم(البته تا امروز) كسب بشه ونمره دوم كلاس رو كسب كنم!گرچه وقتي تو پايان ترم با نمره 12از دستش خلاص شدم استاد بهم گفت:با اون ميان ترم درخشان ازت انتظار زيادي داشتم!

اما جاي داره ياد كنم از استاد(ن)كه حسرت تقلب تو كلاسش تو دلم موند! كسي كه صاحب كرامات متعدد بود مثلا علاوه بر اون كنترل هاي معمول ماشين حساب هاي همه بچه هارو يكي يكي چك ميكرد تا كاري جز چهار عمل اصلي ازشون بر نياد!وبرا امتحان كلاس بزرگي رو انتخاب ميكرد وكروكي كلاس رو ميكشيد واز بچه ها ميخواست كه شماره دانشجويي خودشون روبنويسن ومدعي بود كه تو خونه تمام ورقه هاي همسايه رو با هم تطبيق ميده تا در حق كسي اجحاف نشه! يه بار هم با افتخار اعتراف كرد اسم تموم كسايي رو كه برا دستشويي ميرن بيرون رو مينويسه تا مو رو از ماست بكشه بيرون!

حالا بگذريم از اينكه يه باربه يكي از بچه ها كه راه حلش تقريبا با جزوه يكي بود صفر داد وازش خواست كه اگه اعتراضي داره به (آموزش دانشكده) منعكس كنه!

 



:: بازدید از این مطلب : 666
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 28 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ramin2141

 

من یک درخواست از تو دارم، برو روستای خانوک، من آنجا به اسم "حسین اکبر عرب نژاد" مشهورم، از قول من به پدر و مادرم بگو من دیروز در تهران، در اینجا (قبر سوم) دفن شده ام...
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی باشگاه خبرنگاران، "يدالله ايزدي"شخصي پاک‌نيت و متدين و مورد اعتماد است. ساکن روستای کاظم‌آباد کرمان ، مداح اهل‌بیت علیهم السلام و اداره‌کننده هیئت حضرت رقیه (س) است.


وي از خواب عجيب و کرامت شهيدي به نام  "حسين عرب‌نژاد "مي‌گويد: در شب 22 ماه مبارک رمضان سال 1427 هجری قمری در شبکه 3 تلویزیون مراسم تشییع پنج شهید گمنام را دیدم و با خود گفتم: این شهیدان اهل کجا هستند؟ چه کسانی هستند؟ همان شب در خواب دیدم که آن پنج شهید را تشییع می‌کردند و به من گفتند: تو باید شهید سوم را تشییع کنی و داخل قبر دفن کنی، با خود گفتم: از میان اینهمه مردم، چرا من؟ بالاخره جنازه را برداشتم و داخل قبر رفتم ، مشاهده کردم که قبر مانند اتاقی بزرگ شد.

در کنار اتاق تختی بود، خدایا چه کنم؟ شهید را کجا بگذارم؟ او را روی تخت نهادم، یکباره دیدم شهید برخاست. من ترسیدم و از او دور شدم، اما باخود گفتم: نه! شهیدان زنده‌اند، برگشتم و نزدیک رفتم و با شهید صحبت و درددل کردم، روضه قتلگاه امام حسین علیه‌السلام را خواندم و سینه زدم، شهید هم با من سینه می‌زد. شهید گفت: من یک درخواست از تو دارم، برو روستای خانوک، من آنجا به اسم "حسین اکبر عرب نژاد" مشهورم.

از قول من به پدر و مادرم بگو من دیروز در تهران، در اینجا (قبر سوم ) دفن شده‌ام... آنگاه شهید به من گفت: هرحاجتی داری بگو من برآورده می‌کنم ، و تو را در روز قیامت شفاعت می‌کنم.
 
 ايزدي در ادامه می‌گوید: صبح برخاستم، نماز صبح را خواندم در تعجب از خوابی که دیده بودم. آن را برای همسرم تعریف کردم و به او گفتم: به خانوک بروم چه بگویم؟! بگویم شهید حسین اکبر را در خواب دیده‌ام! مگر از من قبول می‌کنند؟! ما خانواده فقیری هستیم، ممکن است فکرکنند که این خواب را ساخته‌ام تا از آنها کمکی درخواست کنم... همسرم گفت: شما پیام شهید را برسان، کاری نداشته باش که آنها چه فکر می‌کنند، باور می‌کنند یا نمی‌کنند؟

ايزدي می‌گوید: موتور گازی خود را برداشتم و به سوی روستای خانوک حرکت کردم، روستای خانوک با کاظم آباد، 30 کیلومتر فاصله دارد، همسرم در ترک موتور سوار شد و با من آمد.

 به روستای خانوک رسیدیم پس از جستجوی بسیار دایی شهید را پیدا کردم، در همین حال پدر شهید هم سر رسید. خود را معرفی کردم و خوابم را برای آنها گفتم، آنها با تعجب به من نگاه می‌کردند و گوش می‌دادند، تعریف خوابم که تمام شد می‌خواستم خداحافظی کنم و به کاظم آباد برگردم، مرا به خانه‌شان دعوت کردندکه بیا برویم به خانه ما!

 یدالله یزدی زاده که جریان دیدار خود را از خانه پدر شهید در مسجد فائق برای نمازگزاران تعریف می‌کرد چنین گفت: مرا به خانه بردند و بعد از پذیرایی مختصری، از من پرسیدند: درخواب صورت شهید مارا چگونه دیدی؟ یادت هست فرزند ما چه شکلی داشت؟ گفتم: آری! صورت او را خوب به یاد دارم.

 آنگاه رفتند و عکس پنج شهید را آوردند و گفتند: اینها شهیدان ما هستند بگو کدام را در خواب دیدی؟ به عکس شهیدان مکرر نگاه کردم، پدر شهید هم زیر چشم با دقت به من نگاه می‌کرد. چهره شهیدی را که در خواب دیده بودم در میان عکس‌ها ندیدم.

 بالاخره گفتم: چهره شهیدی را که در خواب دیده‌ام در میان این عکس‌ها نیست. گویا می‌خواستند صداقت مرا بسنجند که چنین روشی را بکار بستند. در مرتبه دوم رفتند و یک عکس دیگر آوردند، تا آن را دیدم، گفتم: ها! همین است، شهیدی که من در خواب دیدم همین است.

 همه اهل خانواده با چشمان اشکبار برای شهیدشان "حسین اکبر" صلوات فرستادند، پی درپی صلوات فرستادند و ابراز احساسات کردند و به این ترتیب صداقت مرا تجربه و تأیید کردند، من هم خدا را شکر کردم که پیام شهید را به خانواده رساندم و به سوی روستای کاظم آباد بازگشتم، در راه همسرم به من گفت: دیدی چه خوب شد که پیام شهید را رساندی!

 یزدی‌زاده در حضور نمازگزاران مسجد فائق گفت: خدا را شکر می‌کنم که به برکت این شهید، من و همسرم بیماری داشتیم که شفا گرفتیم.

حسین اسدی همرزم شهید و از خویشاوندان وی که هم اکنون با درجه سرهنگی در سپاه پاسداران فعالیت دارند و مسئول شهیدان خانوک نیز می‌باشد، می‌گوید: از روزی که خواب را شنیدم، برای صحت و سقم آن، به تحقیق پرداختیم، همه نشانی‌ها با شهید ما " حسین اکبر عرب نژاد" تطبیق می‌کرد، سن شهید، و اینکه شهید هنگام شهادت 16 ساله بود، محل شهادت او هم در همان منطقه‌ای بود که لشکر کرمان به عملیات اعزام کرده بود و من در آن عملیات همرزم او بودم.

بررسی‌های کارشناسی از محل و تاریخ شهادت آن شهید به عمل می‌آید و معلوم می‌شود همه چیز طبق واقع است و آنرا ثبت می‌کنند.

آری! به واقع آن شهید گمنام دیگر نامش مشخص شده... او "حسین عرب نژاد"است.

حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر حسینی، امام جماعت مسجد فائق در خیابان ایران محله عباس آباد(شهید فیاض بخش) تهران و مسئول برگزاری مراسم تشییع و تدفین شهدای گمنام در مسجد فائق می‌گوید: چند ماه پیش، قبل از اینکه این جریان محقق شود و ما یک چنین برنامه‌ای برای شهدا داشته باشیم، برادری پیش من آمد و گفت:«من خواب دیدم از آسمان آتش می‌بارد... اما وقتی به این منطقه رسیدم آسمان، باز و آبی بود و نسیمی خوش گوار و دلپذیر می‌وزید...»

ما نمی‌دانستیم چه می‌گوید! چند روز دیگر ایشان آمدند نزد من و گفتند: «آن خوابی که تعریف کردم یادت هست؟ تعبیر این خواب این است که این شهدا می‌آیند و اینجا را امن و امان می‌کنند.» و براستی که این شهدا دریچه‌ای از آسمان به روی مردم این منطقه بلکه مردم این شهر گشوده‌اند.

در اوایل بهمن ماه خانواده "شهید حسین عرب نژاد" همراه جمعی از اهل روستا به تهران می‌آیند و با شور و حال خاصی بر سر مزار فرزندشان واقع در مقبرة الشهداء مسجد فائق حاضر می‌شوند.

پدر شهید پس از زیارت مزار فرزندش که پس از 24 سال در خاک آرمیده می‌گوید: «فرزندم خود این مکان را برای دفن پیکرش انتخاب کرده، و چه جایی بهتر از جوار خانه خدا و مقبرة الشهداء و من پس از 24 سال، گویی گم کرده خود را پیدا کردم»


گفتني است ، روستای خانوک در فاصله 56 کیلومتری کرمان، نرسیده به شهر زرند قرار دارد و پدر ومادر شهید و اقوام او، مکرراً به زیارت این شهید در تهران آمده‌اند.

 



:: بازدید از این مطلب : 551
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : raminfalahati
مدیریت کافی نت با نرم افزار EasyCafe v2.2.14

مدیریت کافی نت با نرم افزار EasyCafe v2.2.14

Easy Cafeیکی از بهترین و معروفترین نرم افزار های مدیریت کافی نت می باشد که قابلیت های فراوانی از جمله گرفتن تایم و حساب کردن هزینه و محدود کردن سیستم و...

 دانلود نرم افزار EasyCafe v2.2.14

دانلود کرک نرم افزار EasyCafe v2.2.14



:: بازدید از این مطلب : 3751
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : raminfalahati

روش های انتقال برنامه های مخرب

suherfe.blogfa.comsuherfe.blogfa.com

معمولاً انتقال برنامه های مخرب از دو راه امکان پذیر است: حافظۀ جانبی و شبکهانتقال ویروس از طریق حافظۀ جانبی زمانی رخ می دهد که بخشی از اطلاعات را روی دیسک نوری یا حافظۀ فلش یا هر نوع حافظۀ جانبی دیگری کپی و آن را به رایانۀ دیگری منتقل کنیم. در این صورت با اجرای پرونده های آلوده به برنامۀ مخرب سایر اطلاعات رایانه نیز آلوده می شوند.

امروزه با توجه به گسترش استفاده از شبکه های رایانه ای، معمولاً ارسال و دریافت اطلاعات از طریق شبکه انجام می شود. امروزه شبکۀ اینترنت بستر مناسبی برای ایجادکنندگان برنامه های مخرب شده است و بیشتر حملات خود را به رایانه ها از این طریق انجام می دهند.

برنامه های ضدویروس

suherfe.blogfa.comsuherfe.blogfa.com

امروزه با وجود تنوع زیاد برنامه های مخرب الزاماً باید برای مقابله با آن ها، مخصوصاً ویروس ها از برنامه های ضدویروس استفاده می شود. وظیفۀ اصلی یک برنامۀ ضدویروس شناسایی، حذف و مقابله با خرابکاری برنامه های مخرب است. امروزه برنامه های ضدویروس متنوعی موجود می باشد.

مشخصات کلی یک برنامۀ ضدویروس

شناسایی یک برنامۀ ضدویروس باید بر مبنای مشخصات و توانمندی های آن ها و متناسب با مشکلاتی که با آن روبه رو می شویم انجام شود. برخی از مشخصات کلی یک برنامۀ ضدویروس عبارتند از:

• ثبت پروندۀ آلوده یا Submit : یکی از عوامل مهمی که باید در هنگام تهیۀ یک برنامۀ ضدویروس به آن توجه داشت، شرکت تولید کنندۀ برنامۀ ضدویروس می باشد. به دلیل این که ارزش یک برنامۀ ضدویروس به پشتیبانی درست و به موقع آن می باشد. به عنوان مثال امکان دارد که روی رایانه یک پروندۀ آلوده به ویروس وجود داشته باشد که برنامۀ ضدویروس قادر به پاک سازی آن نباشد. برنامۀ ضدویروس باید امکانSubmit پروندۀ آلوده را به سرور اصلی شرکت تولید کننده داشته باشد، تا در کوتاه ترین زمان بتواند پروندۀ آلوده را پاک سازی کند و نتیجه آن را برای رایانه ارسال کند.

• به روز رسانی خودکار: برنامۀ ضدویروس باید بتواند با زمان بندی خاصی که روی آن تعریف می شود به شبکه وصل شود و بانک اطلاعات خود را به روز کند. بهتر است که حجم اطلاعات به روز رسانی کم باشد. تا کاربرانی که با خط تلفن به شبکه وصل می شوند نیز بتوانند اطلاعات را دریافت کنند.

• مصرف کم منابع رایانه: عملکرد رایانه را تحت تأثیر خود قرار ندهد. برخی از برنامه های ضدویروس سرعت سیستم عامل را خیلی کند می کنند و کاربر به راحتی نمی تواند برنامه های خود را اجرا کند.

• هوشمندی Smart : معمولاً برنامه های ضدویروس از روی بانک اطلاعاتی که به همراه دارند ویروس ها را شناسایی می کنند و از بین می برند. اگر برنامۀ ضدویروس به پروندۀآلوده ای برخورد کند و در بانک اطلاعات خود آن ویروس را نداشته باشد، نمی تواند آن را از بین ببرد. اما اگر برنامۀ ضدویروس بتواند از روی رفتار و عملکرد پرونده های در حال اجرا آن ها را شناسایی کند. بهتر می تواند برنامه های مخرب را شناسایی و از بین ببرد.

انواع ضدویروس

suherfe.blogfa.comsuherfe.blogfa.com

الف - ضدویروس های قابل حمل Portable : برخی از ویروس ها در صورتی که سیستم را آلوده کنند، از فعالیت ضدویروس جلوگیری می کند. حتی مانع از نصب برنامه های ضدویروس می شود. گاهی ممکن است که بخواهید با توجه به داشتن یک ضدویروس باز هم از ضدویروس های دیگر استفاده کنید در شرایط عادی دو ضدویروس روی یک سیستم عامل نصب نمی شوند و اگر هم نصب شوند عملکرد درستی ندارند.

در این حالت از نرم افزار هایی که نیاز به نصب ندارند و می توانند مستقیماً از دیسک نوری یا حافظۀ جانبی دیگر اجرا شوند استفاده می شود شرکت های معروف معمولاً چنین برنامه هایی را تولید و در اختیار قرار می دهند.

ب - ضدویروس های برخط  Online : این ضدویروس ها بدون نیاز به نصب روی سیستم، بخشی از پایگاه اطلاعات خود را برای شناسایی ویروس ها، روی سیستم کپی می کنند. سپس اطلاعات را پویش نموده، در صورت یافتن ویروس آن را از بین می برند. یکی از مزایای ضدویروس های برخط، سبک بودن آن ها در زمان اجرا می باشد.

ج - ضدویروس های قابل نصب Installed : در این روش یک برنامۀ ضدویروس مناسب را در سیستم نصب می کنند برخی از برنامه های ویروس یاب در سیستم نصب می شود که مانع از ورود ویروس یا جلوگیری از عملکرد مخرب ویروس شود و برخی از آن ها پس از ورود ویروس و آلوده شدن سیستم به برنامه های مخرب برای پاک کردن سیستم مورد استفاده قرار می گیرند.

 

suherfe.blogfa.comsuherfe.blogfa.com

 



:: بازدید از این مطلب : 741
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 مرداد 1393 | نظرات (0)

صفحه قبل1...789صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران